تیم‌های سنتی در برابر تیم‌های مدرن

تیم‌های سنتی در برابر تیم‌های مدرن 1536 1024 geektor.ir

نویسنده

محمد تقی‌نژاد

توسعه‌دهنده رابط کاربری و علاقه‌مند به مدیریت محصول

سلام! من محمد تقی‌نژاد هستم، توسعه‌دهنده رابط کاربری و کارشناس نرم‌افزار. علاقه زیادی به دنیای وب دارم و همیشه دنبال یادگیری و تجربه‌ی فناوری‌های مدرن برای ساخت رابط‌های کاربری ساده، کاربردی و مقیاس‌پذیر هستم. در گیکتور تلاش می‌کنم تجربه‌ها و دانسته‌هام رو با شما به اشتراک بذارم تا مسیر یادگیری و پیشرفتتون هموارتر بشه.

لینک با موفقیت کپی شد
تیم‌های سنتی در برابر تیم‌های مدرن

تاریخ انتشار : 31 شهریور 1404

زمان تقریبی مصالعه: 15 دقیقه


تیم‌های سنتی در برابر تیم‌های مدرن

مدل سیلویی (Silo Teams) چیه؟

به جرئت میشه گفت، مدل سیلویی یکی از رایج‌ترین ساختارهای تیمی توی شرکت‌ها/سازمان‌هاست؛ مخصوصاً جاهایی که می‌خوان همه‌چیز «مرتب» به نظر برسه. توی این مدل، تیم‌ها نه بر اساس محصول یا فیچر، بلکه صرفاً بر اساس تخصص دسته‌بندی می‌شن: برای مثال اگه بخوایم یه شرکت با ابعاد کوچیک رو بررسی کنیم که درک مطلب برامون ساده‌تر بشه شرکتی رو فرض کنید که یه تیم 3 نفره برنامه‌نویس Front-end، یه تیم 2 نفره برنامه نویس Back-end و همینطور یه تیم 2 نفره هم به عنوان طراح UI/UX داشته باشه. توی این شرکت احتمالا ظاهر کار اینجوریه که «هر کسی کار خودش رو بلده»، اما توی عمل اتفاقی که میفته بیشتر شبیه پاس‌کاری بی‌پایانه


توی این شرکت جریان کار معمولاً اینطوریه:

  1. مدیر محصول یه ایده میده.
  2. تیم دیزاین میره ریسرچ می‌کنه و خروجی (Figma، Prototype) میده.
  3. تیم بک سرویس‌ها و API رو می‌سازه.
  4. تیم فرانت پیاده‌سازی رابط کاربری رو شروع می‌کنه.
  5. آخر سر همه می‌افتن به وصله‌پینه کردن کارها.

به ظاهر مرتب، اما توی عمل این مدل پر از باگ و تاخیره.

کتاب Team Topologies دقیقاً همینو توضیح میده:

وقتی تیم‌ها رو فقط بر اساس تخصص جدا می‌کنید، دارید هزینه ارتباطات رو به حداکثر می‌رسونید. تیم‌ها مجبور می‌شن بیشتر وقتشون رو صرف هماهنگی کنن تا خلق ارزش.

مشکلات مدل سیلویی مو به مو

بیاید خیلی شفاف بگیم در صورت استفاده از مدل سیلویی احتمالا چه بلایی سرمون میاد:

  • هندآف‌های (Handoff) بی‌پایان؛ دیزاین کارشو میده به فرانت، فرانت گیر می‌کنه چون API آماده نیست، بک میگه طراحی منطقی نیست و همه توپ رو میندازن تو زمین هم.
  • کندی توسعه؛ هر تیم منتظر تیم قبلی می‌مونه و تحویل فیچرها چند برابر کندتر میشه.
  • سوءتفاهم بین تیم‌ها؛ طراح چیزی می‌کشه که فنی نیست، بک چیزی می‌سازه که نیاز فرانت رو جواب نمیده و آخر سر فرانت باید وصله‌کاری کنه.
  • انگیزه پایین؛ تیم‌ها توی جزیره خودشون گیر می‌کنن و حس «ما یک محصول می‌سازیم» از بین میره. همه فقط وظیفه تخصصی خودشونو می‌بینن.
  • مسئولیت گنگ در ریسرچ؛ وقتی ریسرچ رو فقط مال تیم دیزاین بدونیم، بخش فنی و بیزینسی حذف میشه و خروجی ناقص درمیاد.


Nielsen Norman Group در این مورد میگه:

User Research فقط بخشی از تحقیقات محصوله. برای موفقیت، باید با ریسرچ فنی و بیزینسی ترکیب بشه.

مدل کراس فانکشنال (Cross-functional Teams): راه‌حل مدرن

برخلاف مدل سیلویی که همه‌چیز رو جزیره‌ای می‌کنه، توی مدل کراس فانکشنال همه تخصص‌ها دور یک میز جمع می‌شن. مثلا همون تیم ۷ نفره که بالاتر در موردش صحبت کردیم (۳ فرانت + ۲ بک + ۲ دیزاین) به جای سه تیم جدا، تبدیل میشه به یک Squad واحد که از اول تا آخر مسیر محصول رو خودش جلو می‌بره.
توی این مدل، به جای اینکه منتظر «هندآف» بمونیم، کارها به صورت همزمان و هم‌راستا جلو میره: دیزاین کنار فرانت و بک می‌شینه، بک هم از همون روز اول در جریان محدودیت‌های فنی هست، و فرانت می‌دونه چه APIهایی ساخته میشه.

Nielsen Norman Group طبق Scrum Guide:

Scrum Team یک تیم کوچک کراس فانکشناله که تمام مهارت‌های لازم برای تحویل ارزش به مشتری رو داره، بدون اینکه به تیم خارجی وابسته باشه.

مثال‌های واقعی از تیم‌های موفق

  • Spotify: مدل Squad؛ هر Squad شامل فرانت، بک، دیزاین، QA و حتی Data Scientist میشه.
  • Airbnb: تیم‌های محصولی + یک تیم DesignOps برای کمک به دیزاینرها و ایجاد هماهنگی بهتر.
  • Shopify: قبلاً فرانت و بک رو جدا کرده بودن؛ بعد از مشکلات جدی هماهنگی، رفتن سمت تیم‌های فیچر محور (Feature Teams).
  • Basecamp: تیم‌های کوچک که هر کدوم یه فیچر رو End-to-End تحویل میدن. کتاب Shape Up دقیقاً همین مدل رو توضیح می‌ده.

راهکار عملی چیه؟

  • برای فیچر Checkout → یک نفر بک‌اند دولوپر، یک نفر فرانت‌اند دولوپر و یک دیزاینر با هم کار می‌کنن.
  • برای فیچر Dashboard → ترکیب دیگه‌ای از اعضا شکل می‌گیره.
  • اینطوری هر فیچر End-to-End جلو میره و دیگه کسی منتظر بقیه نمی‌مونه.
  • User Research → تیم دیزاین
  • Technical Research → فرانت و بک
  • Business Research → مدیر محصول یا بیزینس

اصطلاحات

هندآف (Handoff): انتقال کار یا خروجی از یک تیم به تیم دیگه، مثل وقتی که طراحی به فرانت‌اند داده می‌شه.

تیم سیلویی (Silo Team): تیمی که فقط بر اساس تخصص خودش کار می‌کنه و تعاملش با تیم‌های دیگه محدود است.

تیم کراس فانکشنال (Cross-functional Team): تیمی که شامل همه تخصص‌های لازم برای تحویل کامل یک فیچر یا محصول هست.

Squad: تیم کوچک کراس فانکشنال که یک فیچر یا محصول خاص را End-to-End تحویل می‌دهد.

Chapter: گروه تخصصی درون سازمان که اعضای یک تخصص مشابه را دور هم جمع می‌کند برای به اشتراک گذاشتن دانش و رشد مهارت.

User Research: تحقیق و بررسی نیازهای کاربران برای فهم تجربه و رفتارشان.

Technical Research: بررسی و تحقیق فنی برای انتخاب معماری، ابزار و محدودیت‌های فنی مناسب.

Business Research: تحلیل نیازهای کسب‌وکار، اهداف و اولویت‌های تجاری برای محصول.

End-to-End: تحویل کامل یک فیچر از ابتدا تا انتها توسط همان تیم (ایده، طراحی، توسعه و انتشار).

اشتراک گذاری این مقاله

نویسنده

محمد تقی‌نژاد

توسعه‌دهنده رابط کاربری و علاقه‌مند به مدیریت محصول

سلام! من محمد تقی‌نژاد هستم، توسعه‌دهنده رابط کاربری و کارشناس نرم‌افزار. علاقه زیادی به دنیای وب دارم و همیشه دنبال یادگیری و تجربه‌ی فناوری‌های مدرن برای ساخت رابط‌های کاربری ساده، کاربردی و مقیاس‌پذیر هستم. در گیکتور تلاش می‌کنم تجربه‌ها و دانسته‌هام رو با شما به اشتراک بذارم تا مسیر یادگیری و پیشرفتتون هموارتر بشه.